چه‌جوری میشه آدم خوشبختی بود؟

احساس خوشبختی شامل تجربه کردن کارهایی هست که "احساس می‌کنیم درست هستن" صرف نظر از اینکه اونها به ما حس خوبی میدن یا خیر.
تحقیقات جدید
یک‌شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۹
۲.۴ هزار
2376

شاید باورتون نشه اما شده که ساعت‌ها و روزها یا حتی سال‌ها به این پرسش فکر کردم. این پرسشیه که مردم از هر روانشناسی که تو کوچه و خیابون می‌بینن می‌پرسن و در ضمن این پرسشیه که به نظرم مزخرف‌ترین جواب‌ها براش وجود داره. مثلا اینکه: اگه میخوای خوشبخت بشی باید ذهنت رو مثبت کنی... خوشبختی در درونت وجود داره فقط باید کشفش کنی... اگه میخوای خوشبخت بشی باید نیمه گمشده‌ت رو پیدا کنی... خوشبختی چیزیه که در ذهنت اتفاق میفته... خوشبختی یعنی در لحظه حال زندگی کردن و لذت بردن از چیزایی که داری... اگه بخوام براتون بنویسم تا صبح می‌تونم از این مزخرفات تایپ کنم. اما اجازه بدید بگذریم. حالا واقعا راز این کلمه لعنتی چیه که همه دنبالش می‌گردن؟

در سال ۲۰۱۷، یه مقاله جذاب در ژورنال معتبر Experimental Psychology چاپ شد که به این پرسش، پاسخ درست و درمون داده. عنوان این مقاله برام خیلی جذاب بود: "راز خوشبختی: تجربه احساسات خوشایند یا احساسات واقعی؟"

خوشبختی

این مقاله دو تا رویکرد به خوشبختی آدم‌ها رو به آزمایش می‌گذاره. اولیش رویکردی که فیلسوف بزرگ آقای ارسطو بهش اشاره کرده که از نظر ایشون خوشبختی یعنی آغوش باز در برابر تجربه‌ هر طیفی از احساسات. بذارید باز کنم موضوع رو، از نظر ایشون آدم هر چی بیشتر دلش گنده باشه و در برابر احساسات مختلف مثبت و منفی پذیراتر باشه، انسان خوشبخت‌تریه.

رویکرد دوم به خوشبختی، رویکردیه که یکسری روانشناس‌ها بهش باور داشتن و معتقد بودن خوشبختی از آن کسانیه که احساسات خوب، مثبت و خوشی رو بیشتر تجربه می‌کنن. تا اینجا حله؟ پس یه بار دیگه دوره می‌کنیم: ارسطو گفته خوشبختی یعنی پذیرش درهم برهم همه احساسات زندگی، روانشناس‌ها گفتن نه، خوشبختی یعنی احساس عشق و حال. حالا تو این پژوهش اومدن بررسی کردن که نظر کی درست بوده؟

نتایج این تحقیق جذاب نشون داد حق با جناب ارسطو بوده. خوشبخت‌ترین آدمها در سرتاسر دنیا کسایی هستن که احساسات رو صرف نظر از اینکه چقدر خوشایند باشه یا نباشه تجربه می‌کنن.

بذارید یه مثال ساده بزنم: هر کدوم از شما ممکنه یه نفر خاص رو خیلی دوست داشته باشید و عاشق ارتباط برقرار کردن باهاش باشید. یه سری افراد میرن جلو، چون میخوان "هیجان مثبت ارتباط" با اون آدم رو تجربه کنن. در ضمن میدونن ممکنه حتی از سمت طرف مقابل پس هم بخورن ولی آغوش‌شون به سمت اون احساس منفی هم بازه و این رو بخشی از تجربه زندگی تلقی می‌کنن. خب این آدمها از نظر این تحقیق آدم‌های خوشبخت‌تری هستن چون بخاطر هیچ احساسی سدی جلوی خودشون نمی‌زنن. اما یک سری آدم‌ها چون احتمال میدن از سمت مقابل "طرد بشن و تنها بمونن" اصلا سراغ اون آدم نمیرن. از نظر این پژوهش این جماعت نمی‌تونن خوشبخت باشن چون مدام در حال پس زدن خودشونن. در واقع این تحقیق به درستی نشون میده احساس خوشبختی شامل تجربه کردن کارهایی هست که "احساس می‌کنیم درست هستن" صرف نظر از اینکه اونها به ما حس خوبی میدن یا خیر.

۲.۴ هزار
#خوشبختی #احساسات